10. گدا

لوکیشن: پارک- روی یک بلوک سیمانی نشسته ایم و داریم کاپوچینوی دونه ای 1500 تومنی میخوریم (همین کاپوچینو رو اگه تو یه جای مسقف به انضمام یه آهنگ لایت میخوردیم باید کم کم 8000 تومن پیاده میشدیم) کاپوچینوی ایتالیایی پارک واقعا خوشمزه س- ساعت 10:30 شبه

بچه ای حدود 10 ساله با ظاهر مناسب، تر و تمیز (حداقل تمیز تر از من) با شلوار ورزشی و کفشهای ورزشی پاشنه خوابونده به طرف سه کاپوچینو خور نزدیک میشه

بچه: به من کمک کنین. مادرم مریضه

من: برو بچه جون . . .

بچه: تو رو خدا کمک کنین مادرم مریضه

من: پول نداریم. برو پی کارت

بچه دور میشه

من: پفیوز خجالت نمیکشه گدایی میکنه. خو برو کار کن (پفیوز فحش نیس)

بدمست: حالا خودش کار نمیکنه مامانش کار کنه. اون خودش منبع درآمده!!!

من: ها ها ها

حسین: ها ها ها

بدمست: خدایا مارو ببخش . . . اگه هستی مارو ببخش

بچه دو نفر رو 50 قدم اونورتر خفت کرده و یکیشون دستشو میکنه تو جیبش که به بچه کمک کنه

 

پ.ن.1: خواننده ی محترمی که بنده رو احمق خطاب کردی. لطف کن و با آدرس بیا که بتونم جوابت رو بدم :)

پ.ن.2: میخواستم یه برنامه رادیویی با موضوع رمضون بذارم ولی نذاشتم. چون حس کردم دیگه خیلی به بلگفا دارم خیانت میکنم.

پ.ن.3: من خیلی درگیری درونی دارم با گداها. نمیدونم باس کمک بکنم یا نه. خیلی وقتا هم همذات پنداری کردم. کلی فک کردم و به این نتیجه رسیدم که اگه گدا بودم گدای خوبی میشدم. گدایی هم روش و قانون داره (در ادامه ی مطلب چند تاش رو یاد میدم)

 

امضا: 18 در حال سوختن در قعر جهنم

/ 7 نظر / 32 بازدید
فائزه

بلاگفادرست شدا

مریم

اون وبلاگت که با آدرس بلاگفاست رو هیچ وقت آپ نکن ینی پست جدید نزار که آرشیوت میپره

نیمه سیب سقراطی

18 خودتی؟! چقدر عوض شدی! نشناختمت ؛) خوشحالم پیدات کردم :) حالا گدایی شون به کنار من با شل و کور و کچل بودنشون مشکل دارم یکی پا نداره یکی دست نداره یکی سوخته اصلا دلم خون میشه اینا رو می بینم و تا چند روز ذهنم درگیر میشه :((

کَتی

سلام خوبی؟ چرا نمینویسی دیگه؟

بدمست

بیا تو بلاگ, یه چیز دیگست

مریم

این سایت همه آرشیوهارو داره برو اونجا پستهاتو پیدا کن با تاریخش archive.org/web

مریم

این سایت همه آرشیوهارو داره برو اونجا پستهاتو پیدا کن با تاریخش https://archive.org/web